برای نوشتن یک محتوای تاثیرگذار چه چیزهایی باید بدونیم؟
دعوای کپی رایتینگ و تولید محتوا
به دنیای کلمات خوش اومدید، جایی که با واژها میتونید باعث جذب مشتری بشید یا خواننده رو فراری بدید! اما قبل از اینکه قلم رو بردارین و جوهر رو هدر بدین یا دست به کیبورد بشید، بیاید ببینیم کپیرایتینگ و تولید محتوا چطور باهم فرق دارن.

تولید محتوا: تولید محتوا درست مثل نوشتن کتاب بیشتر به دنبال اهداف بلندمدته. هدف این کار اینه که شما رو با یک موضوع آشنا کنه، راهنمایی کنه و در نهایت تصمیمگیری رو به عهده خودتون بذاره.
کپیرایتینگ: این یکی شبیه اون کسیه که میگه «داداش، یه محصول فوقالعاده دارم، بخرش، زندگیت عوض میشه!» هدف اصلیش هم اینه که شما رو ترغیب کنه تا یک کاری انجام بدید، مثلا خرید کنید، ثبتنام کنید یا یک فرم رو پر کنید.
خب، حالا که فهمیدیم این دو تا چطور باهم فرق دارن، بریم سراغ نکاتی که میتونه شما رو در دنیای جادویی کپیرایتینگ به یک جادوگر حرفهای و تاثیرکذار تبدیل کنه:
پرسونای مشتری: قبل از تیر انداختن، نشونهگیری کنید!
اولین قدم، ساختن یک پروفایل از مشتریه. این پروفایل یک جورایی مثل نقشه گنجه که مشخص میکنه کجا باید دنبال طلا بگردید. یعنی چی؟ یعنی باید بدونید دارید با کی حرف میزنید، دغدغههاش چیه، چی میخواد بشنوه و چی میخواد به دست بیاره.
مثلاً اگر محصول شما یک نرمافزار حسابداریه، پروفایل مخاطب شما یک خانم یا آقاییه که صاحب یک کسبوکار کوچیکه و از بینظمی حساب و کتاباش کلافه شده. حالا دیگه میدونید که باید چطور باهاش حرف بزنید و چه حرفایی رو مطرح کنید تا دلش بخواد نرمافزار شما رو بخره!
۷ اصل نفوذ: رابرت چیادینی و رازهای فروش بیشتر
در دهه ۸۰ یک روانشناس به اسم رابرت چیادینی تحقیقاتی رو انجام داد و تعداد زیادی آدم رو زیر نظر گرفت تا بفهمه چطور میتونن روی همدیگه نفوذ داشته باشن. بعد از اینکه کلی ماجرا براش پیش اومد، ۷ تا اصل کلیدی رو کشف کرد که در کپیرایتینگ هم خیلی به درد میخورن:
- معامله: اگه شما به کسی لطفی کنید، اون هم احتمالا به شما همون لطف رو برمیگردونه. (مثلا یک هدیه رایگان بدید!)
- کمیابی: وقتی یه چیزی کمیاب باشه، جذابتر میشه. (تعداد محصول محدوده!)
- قدرت و اقتدار: حرف یه آدم متخصص بیشتر مورد قبول قرار میگیره. (با یه کارشناس مصاحبه کنید!)
- دوستی و همدلی: با مخاطب مثل دوستتون رفتار کنید. (زبون خوش یادتون نره!)
- شواهد اجتماعی: وقتی عدهای از چیزی تعریف میکنن، دیگران هم ترغیب میشن امتحانش کنن. (نظرات مثبت مشتریها رو نشون بدید!)
- تداوم: ما به کارهایی که قبلتر انجام دادیم احساس تعهد میکنیم. (با درخواستهای کوچک مثل لایک کردن شروع کنید!)
- اتحاد و تعلق: آدمها دوست دارن احساس کنن به یک گروه تعلق دارن. (یک حس “ما” در جامعه مشتریهاتون ایجاد کنید!)
نوشتن لندینگ پیج: وقتی کلمات میرقصن و کلیک میارن
لندینگ پیج درست مثل یک صحنه نمایشه که باید مخاطب رو میخکوب کنه و باعث بشه اقدام به عمل کنه. چطور این کار رو بکنیم؟
سه مرحله اساسی رو برای این کار باید طی کنید:
- نوشتن لیست سوالاتی که باید در لندینگ به اونها جواب داده بشه. این لیست براین اساس ساخته میشه که مشتری یا مخاطب شما چه سوالاتی ممکنه در ذهنش داشته باشه. سوالاتی مثل اینکه «مزیت این محصول چیه؟»، «چه فرقی با رقباش داره؟»، «چطور میتونه مشکل من رو حل کنه؟» و سوالهایی از این دست.
- مرتب کردن سوالها. در این مرحله سوالها رو به صورتی که منطقی به نظر برسه، ممکنه در این مرحله بعضی سوالات همپوشانی داشته باشن که میتونید اونها رو حذف کنید.
- عنوانهای لندینگ رو براساس سوالات و فایدهای که محصول شما داره بنویسید. بعد از مرتب کردن سوالها برای هر کدوم از اونها براساس اینکه چه فایدهای برای مخاطب دارن جوابی رو بنویسید. دقت کنید که نوشتن درباره مزیت محصول یا امکانات اون درست نیست. درست اینه که درباره فایده و کارایی بنویسید. مثلا به جای نوشتن درباره اینکه محصول شما بدنه ضدخش داره درباره این بنویسید که در صورتی که ضربه بخوره هیچ اتفاقی براش نمیافته.
فرمول ۵ مرحلهای داستانسرایی: با قصه، فروش رو بیشتر کن!
آدمها عاشق شنیدن داستانن. چرا؟ چون داستان احساسات رو درگیر میکنه، توجه رو جلب میکنه و یک جور همدلی با شخصیتها به وجود میاره. حالا چطور از این قدرت در کپیرایتینگ استفاده کنیم؟ با یک فرمول ۵ قدمی فوقالعاده:
- اتفاق محرک: قلاب اصلی ماجرا، مثل از دست دادن کار، بیپول شدن، بیمار شدن یا اتفاقات خوب و مثبت
- بزرگتر شدن مشکل: به جای حل شدن مشکل، اوضاع خرابتر میشه. مثلا نه تنها کارش رو از دست داد بلکه حساب بانکیش هم مسدود شد.
- بحران: زمان تصمیم حیاتی، یا مرگ یا انتخاب راه سخت. مثل زمانی که قهرمان داستان تصمیم میگیره برای پیدا کردن کار مهاجرت کنه.
- نقطه اوج: نتیجه تصمیمگیری و سختتر شدن شرایط، بعد از تصمیم سخت قهرمان شرایط بدتر میشه.
- راهحل نهایی: جایی که مشکل حل میشه. بعد از تصمیم سخت و پذیرفتن سختیهای اون قهرمان متوجه میشه که تصمیمی که گرفته بود در نهایت باعث حل مشکل شد
نکته: در برخی از نوشتههایی که مستقیما با فروش سروکار داره، قهرمان داستان ممکنه تجربه خودش را با مخاطب به عنوان اینکه چرا شما هم باید از این راهحل استفاده کنید اضافه کنه.
۳ فریمورک کپی رایتینگ: چارچوبهایی برای کلمات قدرتمند
فریمورک یا چارچوب بهتون کمک میکنه ساختار متن رو بهتر سازماندهی کنید. این ۳ فریمورک میتونن معجزه کنن:
- PAS: مشکل، تحریک حس کنجکاوی، راهحل. با مشکل شروع کنید، مشکل رو به شکل عمیقتر بیان کنید و احساسات مخاطب رو درگیر کنید، راهحل رو ارائه بدید.
- AIDA: جلب توجه، ایجاد علاقه، ایجاد تمایل، ترغیب به عمل. توجه رو نه فقط با مشکل که با فایده یا امکانات محصول جلب کنید، با صحبت درباره تاثیرات اون مخاطب رو علاقهمند کنید، با تصویر کردن آینده مشتری در صورت خرید محصول احساساتش رو درگیر کنید و در نهایت اون رو دعوت به اقدامی کنید که ازش انتظار دارید.
- 4P’s: قول، تصویر، اثبات، ترغیب. در این چارچوب با ادعا کردن شروع کنید، قول دادن فایدهای که به مشتری میرسه. با تصویر کردن آیندهای که در انتظار مشتریه، اون رو درگیر کنید. در ادامه با کمک عکس، نظر مشتری و هر ایده دیگهای ادعای خودتون رو ثابت کنید. و در انتها مثل همه چارچوبهای نوشتن از دعوت به اقدام غافل نشید.
با این فریمورکها میتونین پیامتون رو شفاف و واضح به مخاطب برسونین.
کلمات جادویی: قلابهایی برای به دام انداختن ذهن
“جذابیتها اون قسمتهایی از متن هستن که مخاطب رو کنجکاو میکنن و باعث میشن بخواد بیشتر بدونه. چطور جذاب بنویسیم؟ اینا چند تا تکنیک باحال:
- سوال پرسیدن: با یک سوال ذهن مخاطب رو درگیر کنید.
- استفاده از اعداد و ارقام: اعداد و آمار دادهها رو ملموستر و باورپذیرتر میکنن.
- داستانهای کوتاه و مثالهای واقعی: با داستان یا مثال، مخاطب رو با خودتون همراه کنید.
- بازی با کلمات و شوخیهای ظریف: یک لبخند روی لب مخاطب بنشونید.
- استفاده از کلمات قدرتمند: این رو در ادامه بیشتر توضیح میدیم!
۳ اشتباه رایج کپی رایتینگ و راههای دوری ازشون
مثل هر کار دیگهای، کپی رایتینگ هم اشتباههای خودش رو داره. ولی نگران نباشید، با دونستن اینها میتونید ازشون دوری کنین:
- فراموش کردن مخاطب: متن رو برای خودتون ننویسید! همیشه به این فکر کنید که مخاطب میخواد چی بخونه.
- استفاده بیش از حد از واژههای قلمبه سلمبه: ساده و روان حرف بزنید. آدمها دوست ندارن مثل دانشمندها باهاشون حرف بزنید!
- نداشتن فراخوان به اقدام: نگید “بیشتر بخوانید”… بگید “همین الان خرید کنید!”
کلمات قدرتمند: با این واژهها، احساسات رو شعلهور کنید
حواستون باشه از این کلمات جادویی به اندازه استفاده کنید. اگر زیاد ازشون استفاده کنید، تاثیرشون کم میشه. این کلمات معمولا روی ما تاثیر بیشتری از کلمات معمولی دارن:
رایگان، تخفیف، محدود، جدید، تضمینی، راز، اثباتشده، آسان، فوری، قابلاعتماد، منحصربهفرد، بهترین، باورنکردنی، قدرتمند، نتیجهبخش، تضمینشده، متخصص، معتبر، انحصاری، برنده، محبوب، بهزودی، مدت محدود، جایزه، ممنوع.
خوانایی متن: وقتی خواندن، لذتبخش میشه!
مهمترین فاکتور اینه که متن شما رو بخونن! اینها ۶ نکته برای خوانایی بیشتر هستن:
- جملات کوتاه و پاراگرافهای مرتب: سنگینی متن رو کم کنید!
- استفاده از بولت پوینت و شمارهگذاری: متن رو برای چشمها بنویسید.
- فونت خوانا و سایز مناسب: به فکر دید مخاطب باشید!
- فضای سفید به اندازه: بذارید متن نفس بکشه!
- بررسی غلطهای املایی و نگارشی: اعتبار حرفتون رو حفظ کنید!
- رعایت لحن و شخصیت برند: با مخاطب حرف بزنید، نه با یک ربات!
هوش مصنوعی بازیگوش: رفیق یا رقیب؟
هوش مصنوعی داره کمکم وارد دنیای کپی رایتینگ هم میشه. ابزارهایی مثل ChatGPT میتونن به تولید محتوا و حتی نوشتن متنهای سادهی کپی رایتینگ کمک کنن. اما یادتون باشه:
- هوشمصنوعی هنوز جایگزین خلاقیت و تفکر انسانی نمیشه.
- کپی رایتینگ خوب نیاز به درک عمیق از مخاطب، محصول و روانشناسی داره که هوش مصنوعی فعلا به اون سطح نرسیده.
- شاید بتونید از هوشمصنوعی بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده کنید، ولی نوشتن نهایی رو خودتون انجام بدید!
جمعبندی: محتوانویس تاثیرگذار، وقتشه دنیا رو تسخیر کنی!
امیدوارم این گشتوگذار در سرزمین کپیرایتینگ براتون سرگرمکننده و آموزنده بوده باشه. الان تا حدودی میدونید که برای نوشتن یک محتوای تاثیرگذار باید در چه دنیایی قدم بزنید. اما در این مسیر هزاران کلبه و خونه زیبا هست که سر زدن به هرکدوم میتونه چیزهای زیادتری رو به شما یاد بده!
این کلبهها کجان؟ چطوری میشه پیداشون کرد؟ ما در محتوالی کلید این کلبهها رو در اختیار شما قرار میدیم. میتونید با خوندن محتوای آموزشی یا استفاده از قالبهای ما نوشتن محتوای تاثیرگذار رو تمرین کنید. پس فراموش نکنید که برای خوندن مطالب بیشتر عضو سایت ما بشید. میتونید از اینجا شروع کنید
پینوشت:
این یک نکتهی اضافی نیست، یک رازه! اگر میخواید در دنیای کپیرایتینگ بدرخشید، فراموش نکنید که تمرین، تمرین و تمرین لازمه! هر چی بیشتر بنویسید، بهتر میشید. پس قلم رو بردارید و شروع کنید! دنیای کلمات منتظر جادوگری شماست.
چطور میشه تو محیط کار متفاوت بود!
۲۵ قانون کسب و کار برای بنیانگذارها
برنامه دهساله برای رسیدن به شغل دلخواه
۱۰ ترفند سریع و خشن برای افزایش بهرهوریِ افراد پرمشغله
۷ قانون فیلسوفان یونانی برای زندگی پربارتر: راهنمای تسلط بر خویش
هدلاین موثر در لینکدین: بدرخشید و شناخته شوید!